تبليغاتX
روستای خاتون گنایی

روستای خاتون گنایی

سرگرمی و اطلاع رسانی

میخوام برای همه ی شما دعا کنم ..

                              
 

دعا میکنم ... اول برای خانواده ام که همیشه سلامت و شاد باشند !

دعا میکنم ... دوستان خوب مجازی و حقیقی من ... به تمام آرزوهای قشنگشون برسن و خبرهای شادی در سال 1391 داشته باشن !  هومن , جواد , آبتین , رضا , بهمن , شهرام , اشرف، نیوشا , مانا, سندباد , حمیدرضا , مژده, الهه , علیرضا, کورش, شکوفه , ساناز , فریار ,  امیدوارم که امسال سال خیرهای خیلی خوبی براتون باشه !  میدونم که کلی اسم را از قلم انداختم ولی خواهشا به من بگین که اضافه کنم ! اصلا هوش و حواس درست حسابی این روزها ندارم ! ناراحت

دعا میکنم ... دوستان عزیزم که در کانادا هستند زندگی سرشار از شادی و پر از خبرهای خوب داشته باشند ... مهرداد , کامیار , رضا بی سی , حمیدرضا , مریم , خورشید و شب مهاجر , مامان سارا, پوریا , میترا , امیرحسین, حمید میسوری , فریبا , رینا , رعنا , مریم بانو... مهدی و پریسای عزیزم که به زودی به تورنتو میان ....

دعا میکنم .... دلامون به دور از کینه و دلخوری باشه ... بخدا دنیا اصلا ارزش اینو نداره که از هم دیگه دلخور باشیم ...

و در آخر ... دعا میکنم که خداوند یک نیرویی به من بده که باز هم بتونم با مشکلات مبارزه کنم

نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 11:52 توسط ناصر| |

سلام دوستان قول داده بودم مصاحبه فاطیما را وبلاگم داشته باشم به قولم عمل کردم

خودتون که میدونید خبر نگار  دو خبر گزاری و خبر نگار ۲۶ نشریه در تهران هستم

هر مصاحبه ای که مایل باشید در خواست کنید حتی شده از ارشیو مصاحبه هام استفاده می کنم

دوستان ارزوی سلامتی برای همه شما عزیزان دارم فعلا خدا نگهدار

نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1391ساعت 19:38 توسط ناصر| |

نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1391ساعت 19:32 توسط ناصر| |

عکسهای فاطیما بهارمست با لباس متفاوت
نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1391ساعت 19:26 توسط ناصر| |

    یک‌ روز با فاطمیا بهارمست
جمعه‌ است‌، روز تعطیل‌... با هزار زور و زحمت‌فاطیما خانم‌ را پیدا کردیم‌، (فاطیما بهار مست‌) راحالا باید همه‌ شناخته‌ باشند، دختر شیرین‌ زبانی‌که‌ توانست‌ در مدت‌ کمی‌ از خود یک‌ چهره‌تلویزیونی‌ معروف‌ بسازد. به‌ حوالی‌ نارمک‌ تهران‌که‌   می‌روی‌ سرت‌ گیج‌ می‌رود، میدان‌ هشتادم‌،میدان‌ هشتاد و ششم‌، میدان‌... کوچه‌ 1/64شرقی‌، کوچه‌ 1/63 غربی‌ و... به‌ هر حال‌ آدرس‌را پیدا می‌کنیم‌، اما نه‌ به‌ این‌ راحتی‌، به‌ پدر فاطیمازنگ‌ می‌زنیم‌ که‌ ما نشانی‌ را گم‌ کردیم‌، خودت‌ رابه‌ ما نشان‌ بده‌... و او در یکی‌ از میدان‌های‌صدگانه‌ نارمک‌ خودش‌ را به‌ ما نشان‌ می‌دهد،البته‌ به‌ همراه‌ او همسرش‌ و خود فاطیما هم‌است‌... میدان‌... نارمک‌ مانند یک‌ پارک‌ است‌، دریک‌ جمعه‌ آفتابی‌ قرار گذاشتیم‌ با فاطیما خانم‌شیرین‌ زبان‌ صحبت‌ کنیم‌... ماحصل‌ این‌ گفتگو رابخوانید...
 آمدیم‌ از فاطیما بپرسیم‌، چند سالته‌؟ نگذاشت‌پرسش‌مان‌ تمام‌ شود، گفت‌: 10 سالمه‌، کلاس‌چهارم‌ دبستان‌ هستم‌... و برخلاف‌ آن‌ که‌ فکر کنیدخیلی‌ شیطان‌ هستم‌، اما نه‌؟ از پدر و مادرم‌ بپرسید.در خانه‌ آرام‌ آرام‌ هستم‌، علاقه‌ زیادی‌ به‌عروسک‌ ندارم‌ و سرم‌ فقط در کتاب‌ و اینترنت‌ ومطالعه‌ است‌... سعی‌ می‌کنم‌، اطلاعات‌ روز ایران‌ وجهان‌ را دنبال‌ کنم‌ تا کم‌ نیاورم‌!
 ماشاا... به‌ این‌ زبان‌... فاطیما جون‌ این‌ زبان‌ رااز کجا... (باز هم‌ اجازه‌ نداد، پرسشم‌ به‌ انتها برسد)این‌ زبان‌ خدادادی‌ است‌، اگر می‌بینید لفظ کلام‌صحبت‌ می‌کنم‌، به‌ خاطر کتاب‌هایی‌ است‌ که‌می‌خوانم‌...
 چه‌ کتاب‌هایی‌... (باز هم‌ نگذاشت‌) گفت‌:کتاب‌های‌ تاریخی‌، رمان‌های‌ سنگین‌ جک‌ لندن‌،آگاتا کریستی‌ و... داستان‌های‌ تاریخی‌، از جمله‌ناپلئون‌ www.Fatima-BaharMast.comبناپارت‌، سینوحه‌ پزشک‌ فرعون‌، خداوندالموت‌، خاطرات‌ مهاتما گاندی‌ و... می‌پرسم‌:یعنی‌ همه‌ این‌ها را می‌شناسی‌... بله‌ که‌ می‌شناسم‌،چرا نشناسم‌، سال‌ هاست‌ که‌ در حال‌ خواندن‌ این‌کتاب‌ها هستم‌. تجربیات‌ زیادی‌ از زندگی‌ بزرگان‌می‌دانم‌... همین‌ مسائل‌ باعث‌ شد تا اطلاعاتم‌ چندبرابر شود... و نسبت‌ به‌ مسائل‌ روز و تاریخی‌ دنیا وایران‌ آگاه‌ باشم‌...
 آخر فاطیما خانم‌، شما مجری‌ برنامه‌های‌کودک‌ و نوجوان‌ هستید، فکر می‌کنید، این‌اطلاعات‌ برای‌ شما لازم‌ باشد... که‌ می‌گوید: یک‌مجری‌ فرق‌ نمی‌کند که‌ در چه‌ برنامه‌ای‌ فعالیت‌می‌کند، کودک‌ یا بزرگسال‌ باید همیشه‌ در حال‌جمع‌ آوری‌ اطلاعات‌ باشد وگرنه‌ توفیقی‌ درکارش‌ بدست‌ نمی‌آورد.
    
 اگر طرف‌ صحبت‌ فاطیما از پشت‌ تلفن‌ باشید، به‌طور حتم‌ تصور نمی‌کنید که‌ یک‌ دختر 10 ساله‌ درحال‌ صحبت‌ با شما می‌باشد، او چنان‌ با قدرت‌صحبت‌ می‌کند، چنان‌ واژه‌های‌ عجیب‌ و غریبی‌بیان‌ می‌کند که‌ انگار با یک‌ فوق‌لیسانس‌ دکتری‌ درحال‌ صحبت‌ هستید، به‌ قول‌ خودش‌، این‌ یک‌استعداد خدادادی‌ است‌...
    
    
     راهیابی‌ به‌ تلویزیون‌
    
 مادر فاطیما می‌گوید: ما پای‌ برنامه‌های‌عموپورنگ‌ و دیگر برنامه‌های‌ کودک‌ و نوجوان‌می‌نشستیم‌، فاطیما از کودکی‌ علاقه‌ خاصی‌ به‌ کاراجرا داشت‌، یک‌ روز (فاطیما)، مهمان‌ تلفنی‌برنامه‌ بود، طرز بیان‌ او باعث‌ شد تا مدیر تهیه‌برنامه‌ از او دعوت‌ به‌ همکاری‌ کند، ابتدا جدی‌نگرفتیم‌، اما زمانی‌ که‌ فاطیما را به‌ تلویزیون‌ بردیم‌و او در ادای‌ کلمات‌ به‌ هیچ‌ عنوان‌ اعتماد به‌ نفس‌خود را از دست‌ نداد، در نهایت‌ فاطیما پذیرفته‌شد و از چندی‌ بعد اجرای‌ برنامه‌ برای‌ کودکان‌ ونوجوانان‌ به‌ او محول‌ شد و خوشحالم‌ که‌ اوتوانست‌ به‌ چنین‌ موفقیتی‌ در این‌ سن‌ کم‌ برسد.پدر فاطیما که‌ خود تا چند سال‌ پیش‌ به‌ فوتبال‌می‌پرداخت‌ و سابقه‌ بازی‌ با سپاهان‌ در لیگ‌ هم‌دارد می‌گوید: از زمانی‌ که‌ به‌ استعداد فاطیما پی‌بردم‌، تصمیم‌ گرفتم‌، تمامی‌ امکانات‌ رفاهی‌ رابرای‌ او تامین‌ کنم‌ تا او با فراغ‌ بال‌ به‌ آن‌ چه‌ که‌می‌خواهد برسد و همین‌ هم‌ شد... پدر فاطیمامی‌گوید: ابتدا، باورش‌ برای‌ ما هم‌ مشکل‌ بود که‌فاطیما بتواند برنامه‌ اجرا کند، اما او حالا کاملا به‌اعتماد به‌ نفسی‌ که‌ باید می‌رسید، رسیده‌ است‌... وامیدوارم‌ این‌ روال‌ را در سال‌های‌ آینده‌ هم‌ادامه‌ بدهد، او هنوز سنی‌ ندارد... www.Fatima-BaharMast.com
    
    
     دوست‌ دارم‌ کارگردان‌ بشوم‌
    
 با آن‌ که‌ فاطیما علاقه‌ وافری‌ به‌ اجرا دارد، امامی‌گوید: من‌ عاشق‌ کارگردانی‌ هستم‌، از این‌ شغل‌و حرفه‌ بسیار خوشم‌ می‌آید، من‌ مثل‌ خیلی‌ ازبچه‌ها که‌ آرزو می‌کنند، پزشک‌ یا مهندس‌ شوند،دلم‌ می‌خواهد تحصیلات‌ دانشگاهی‌ام‌ را دررشته‌ کارگردانی‌ و سینما ادامه‌ بدهم‌ و روزی‌ یک‌کارگردان‌ موفق‌ در کشورم‌ شوم‌... وی‌ همچنین‌علاقه‌ شدیدی‌ به‌ فیلم‌های‌ (ابراهیم‌ حاتمی‌ کیا)کارگردان‌ نامی‌ کشور دارد و می‌گوید: فیلم‌های‌حاتمی‌کیا نگاه‌ ویژه‌ای‌ به‌ مسائل‌ روز جامعه‌ دارد،اگر شما یک‌ فیلم‌ را از اواسط ببینید، از حرکت‌دوربین‌ می‌توانید حدس‌ بزنید که‌ کارگردان‌ آن‌فیلم‌ ابراهیم‌ حاتمی‌کیا است‌... او نام‌ کوچکی‌ درسینمای‌ ایران‌ نیست‌... و جالب‌ این‌ که‌ این‌ علاقه‌دوطرفه‌ است‌... چرا که‌ حاتمی‌ کیا در سریال‌جدیدش‌ به‌ نام‌ (حلقه‌ سبز) از (فاطیما بهارمست‌)استفاده‌ کرده‌ است‌ و نقش‌ خوبی‌ به‌ او داده‌ است‌.فاطیما می‌گوید: بازی‌ در فیلم‌ حاتمی‌ کیا آرزویی‌بود که‌ خیلی‌ سریع‌ به‌ آن‌ رسیدم‌...
 اما آنچه‌ باعث‌ شد که‌ فاطیما به‌ چنین‌ درجه‌ای‌از موفقیت‌ برسد تنها استعداد نیست‌، بلکه‌ او عشق‌می‌ورزد و با این‌ عشق‌ زندگی‌ می‌کند...
 پدرش‌ (فرشید بهارمست‌) می‌گوید: (همین‌عشق‌ باعث‌ شد که‌ من‌ او را بیشتر تشویق‌ کنم‌ تا به‌این‌ کار عشق‌ بورزد.)
 فاطیمای‌ شیرین‌ زبان‌ درباره‌ پدر و مادرش‌می‌گوید: (از اینکه‌ آنان‌ اجازه‌ دادند در مسیری‌که‌ می‌بینید هدایت‌ شوم‌، سپاسگزارم‌ و قول‌میدهم‌ که‌ آرزوهایشان‌ را برآورده‌ کنم‌... به‌تصاویر فاطیما این‌ دختر شیرین‌ زبان‌ نگاه‌ کنید...
نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1391ساعت 19:23 توسط ناصر| |

نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 11:47 توسط ناصر| |

سلام دوستان در دیداری که از نقده داشتیم غیر از

 

مسعولین محترم نقده دو نفر دیگر از دوستان از جمله اقا

امید

 

که محصولات لبنی نقده رابه فروش گذاشته بچه خونگرم

 

و مهربونی است.

 

اما نفر دوم خانم المیرا که دانشجوی دارو ساز در

 

دانشگاه تهران مشغول به تحصیل است خیلی مهربون و

 

اعتماد به نفس بالا که در تهییه تاریخچه نقده کمکم

 

کردند البته نسبت فامیلی هم داریم که برای ایشان هم

 

ارزوی موفقییت دارم

نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 11:30 توسط ناصر| |

سلام دوستان من روز ۱۷ فروردین تولدم بود از تمام عزیزانی که از طریق اس ام اس و

و یا تلفنی از طریق تله تکس صدا وسیما و دوستانی که از طریق مطبو عات و از

طریق صندوق صوتی و.....از همه انها تشکر میکنم...البته از همه دوستانم تشکر

می کنم چون من نتوانستم به همه عزیزان اطلاع بدم...

بفرمایید کیک..نوش جان

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت 19:45 توسط ناصر| |

نوشته شده در جمعه هجدهم فروردین 1391ساعت 17:47 توسط ناصر| |

نوشته شده در جمعه هجدهم فروردین 1391ساعت 13:30 توسط ناصر| |

Design By : Night Melody